عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

48

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

هر چند بر آتشم نشاند غم تو * غمناك شوم گرم نماند غم تو فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ - چنان كه در طهارت ظاهر روى شستن بفرمان شريعت واجب است ، در طهارت باطن باشارت حقيقت آب روى خويش نگاه داشتن ، و در طلب خسايس « 1 » پيش دنياداران بنريختن واجبست ، و چنان كه در آن طهارت دست شستن واجب است درين طهارت دست از خلايق بشستن و كار به حق سپردن واجبست ، و چنان كه مسح سر واجب است سر بگردانيدن از خدمت مخلوق ، و از تواضع هر خسى و ناكسى پرهيز كردن واجبست ، و چنان كه پاى شستن فرض است ، بر كار خير پاى نهادن ، و بر طاعت اللَّه رفتن واجبست . و گفته‌اند : تخصيص اين اعضاء چهارگانه به طهارت از آن جهت است كه آدمى شرف و فضل كه يافت بر ديگر جانوران ، به اين اعضا يافت . يكى صورت رويست كه ديگران را برين صفت نيست . ربّ العالمين منّت نهاد و گفت : وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ . ديگر هر دو دست‌اند كه آدمى بدان طعام خورد ، و همهء جانوران ديگر بدهن خورند . ربّ العزّة منّت نهاد و گفت : وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ يعنى باليدين الباطشتين الصّالحتين للاكل و غيره . سيوم سر است كه در آن دماغ است ، و در دماغ عقل است ، و در عقل شرف دانايى است كه ديگران را نيست . ربّ العالمين منّت نهاد و گفت : لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ . چهارم دو پاىاند بر قامت راست زيبا كشيده تا بدان ميروند و ديگران را پاى برين صفت نيست ، يقول اللَّه تعالى : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . چون اين نعمت بر فرزند آدم تمام كرد طهارت اين جوارح از وى درخواست شكر آن نعمت را . و گفته‌اند : طهارت سبب آسايش است و راحت پس از اندوهان و محنت ،

--> ( 1 ) - خسائس الامور : محتقراتها ( المنجد ) .